ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

52

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

( 415 ) سال چهارصد و پانزده بيان اختلاف ميان مشرف الدوله و تركها و عزل وزير المغربى در اين سال ميان اثير عنبر خادم كه ابن المغربى وزير هم با وى همراه بود . و تركان وحشتى پديد گرديد . بطوريكه اثير و وزير ابن المغربى از پادشاه مشرف . الدوله اجازه خواستند بشهرى ديگر بروند كه در آنجا بر جان خود ايمنى داشته باشند . مشرف الدوله به آنان گفت : منهم با شما خواهم آمد . و همگى با گروهى از پيشروان ديلميها به « سنديه » كه قرواش در آنجا اقامت داشت رفتند . قرواش آنها را در آنجا فرود آورد و سپس همهء آنها به « اوانا » رفتند . تركها چون آگاه شدند ، بر آنها گران آمد و ناراحت شدند و المرتضى و ابو الحسن زينى و جماعتى از فرماندهان ترك روانه كرده پوزش طلبيدند و گفته بودند : ما همه بندگان هستيم . ابو القاسم المغربى به آنها نامه نوشت كه : من تأمل در اين امر كردم كه از جامه‌گان كه بشما داده مىشود چه سود ميبريد و آن را برابر با ششصد هزار دينار يافتم . درآمد بغداد را هم حساب كردم و آن را چهار صد هزار دينار ديدم چنانچه صد هزار دينار از مقررى خود كاهش بدهيد . بقيه را متحمل ميشوم . آنها بپاسخ گفتند : كاهش ميدهيم . ابو القاسم المغربى احساس خوبى از آنها نكرد و بسوى ترواش گريخت . وزارت او ده ماه و پنج روز بود . همين كه المغربى بدور گرديد ، تركها بيرون شدند و از پادشاه و اثير خواستند كه با آنها ( ببغداد ) سرازير شوند و خواست آنها انجام و همگى ببغداد رفتند . بيان فتنه در كوفه و وزارت ابى القاسم مغربى براى ابن مروان در اين سال ميان علويان و عباسيان در كوفه فتنه‌اى رويداد .